تبليغاتX
بودنی دیگر
 
هستم .بی آنکه فرصتی برای انکار باشد...
 
 

پـَری، از آن همه طاووس سبز و آبی ماند

چراغ کوچـکی  از شــــــهر آفــــتابی ماند

 

پری، از آن همه چتر عقیق و یاقوتی

میان حوصـله و حســرت کتابی ماند

 

کتاب، ســکه عهد عتیق و عـزلت بود

و روی رف، بغل سرکه و شرابی ماند

 

دلم هـوایی نیلوفـــر نگاهـت شـــد

خیال چشم تو در کاسه لعابی ماند

 

چراغ شعله وری از عطش فراهم کن

زلال چشـمه درخشید و بوی آبی ماند

 

تو مانده ای، که مبادا ستاره ات خاموش

برای آن هــــــمه پرسیدنی، جوابی ماند

 

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 23:59  توسط سپهری  | 

 

بيــــچاره مـُــرده شــوی  بداخـــــلاق  ژنده پوش

اين زخم هاي تازه چه سخت است شستشوش

 

آن چشمهاي سرمه چه خوابي نشسته اند

دور از نگاه آينـــــــه هايــــی كه روبــــروش

 

برداشـــت پيت كهـــنه و لبـــــريز گريه را

اين زندگي كه نيست  هم ارزاني هووش

 

فـرياد مي کشـــید و صــــدا پر نمی گرفت

از بس كه بغض هاي ترك خورده در گلوش

 

آن روزهـــــا که ظـرف غــذایش همیـــشه پـُر

دستش همیشه جارو  و کتری همیشه جوش

 

مردش همیشه سينه زحمت  نه اهل دود

مي رفت بار زندگیـــش کَــــم کَمک بدوش

 

اســـــفندها افاقه نكردند و چشم خورد

آرامش گريخته سخت است جستجوش

 

اســـــفند شد كه چشــم حسـادت بتَرکَــدش

 در کوچـــه های فاجــعه پیچــــیده  تلخ بوش

 

بيچاره مرده شوی  كه جاخورده فکر کرد

انگــار پر نمی شود از مـــرگ چشم و گوش

 

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:0  توسط سپهری  | 

 

غـــروب و بیشه تاریک و ناگهان طاووس

ظهور و رونق رنگین کمان کمان طاووس

خیال سـبز مـه آلود بیــشه آئینه ست

که در افق بدمد نور یک جهان طاووس

هــوای بیشــه به عاشــق شدن تمایل داشت

به شـوق می بردش سوی بی نشان طاووس

اسیر چرخش نقش و نگار بالایی ست

به یاد آوردش خــال هنــدوان طاووس

چه نامه ایست که با خط دوست آورده ست

پیـام مهــــــر و پر از مُهر آســـــمان طاووس

*** 

به انتــــظار٬ هزاران غروب زل زده است

به دور دست مگر بنگرد که هان طاووس

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:55  توسط سپهری  | 
 

تنور و گل به گل آتش و قرص نان سیاه

"بچش حرارت دوزخ" تنــور و صورت ماه

"کجــای حادثه بودی که پشت گریه خمید

بچش حرارت رنجــی که می رسد از راه"

یکی دو دانه خرما٬ یکی دو قطره اشک

یکی دو لقمه نان زیـر بار شــرم و گنــاه

"ببخـش نام علی را که یاریت ننــمود

که بعد رفتن مردت نبود پشت و پناه"

امیـــــر کـوفــه و ســردار جنگ کودک را

به پشت خویش به بازی نشاند بی اکراه

...

 

دل تنـــور عدالت پرآتش است هنـوز

و می تپد به هوایش کبود سینه چاه

 

  نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:31  توسط سپهری  | 
سلام.براي خاطر تو...كه مهرباني وصادق ودرستكار...وبراي خودم  كه سرسختانه مصمم رنجي به رنجها ي جهان نيفزايم و باري از شانه هاي خسته كم كنم.براي همه مان كه مي خوانيم و مي نويسيم تا خويش را و ديگري و ديگران را درك كنيم . ...بودني ديگر...
  نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 23:14  توسط سپهری  | 

 

خرگوش نیست، توده چرم است و استخوان

هی لاشـــــــخور، نگاه کن و منتـــــظر بمان

 

طولی نمی کشد، نفست سیر می شود

اینجاســـت سهــــم روز تو از آفتاب و نان

 

آنسوی دشــــــت گله خرگوش می دود

این گوشه یک مچاله تن، می خورد تکان

 

(من مادرش نبودم و او کودک من است

لعنت به مرزهای زمین، رنگ خون زبان)

 

منقار خشک و کاسه گرم و سفید چشم

چنـــــــــــگال در کلاف پریـشـــــیده رگان

 

ناراحـــت از حقارت این صـــــــید نیم روز

برخاست لاشخور پی خرگوش نیمه جان

 

یا نه! دوان دوان کسی آمد سراغ، و ماند

فــــرزند خاک، از ســـــــتم باد در امــــان

...

هی لاشخور ستاره این عکس می شوی

لطـــــفا بخند، راست نگه کن، بله، همان!

 

***

عکاس قبل خودکشی اش سیر گریه کرد

این عکــس را که بست به پیشانی جهان

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 12:34  توسط سپهری  | 

 

کوتوله، زنگ ساعت کوکی، کمی به چند

پایان خوابــــهای پریشــــــان ناپســــــند

 

کوتوله، ایده های درخشان فلسفی

اعلام هست، در پی خمیازه ای بلند

 

نام کتاب، نام نویســنده، نام نشـــر

انبار نام ها شده ذهنش در این روند

 

کوتوله  روی ابر و هــــوا ســـیر می کند

بیچاره دیگران، که به گردش نمی رسند

 

آن دیگران که در تب و تاب سـتایشـــش

_ البته پیش رو_ همه کوشاتر از هم اند!

 

کوتولگی ســرایت پنهان قوم ماست

یعنی که دل به قامت نوباوه ها مبند

 

قد می کشند توطئه ها در خیالشان

کوتوله های از هـمه عالم  گلایه مند

 

این شهر را به قاعـده خود خمیده اند

ای خوب سـربلند، به تقدیر خود مخند

 

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 12:36  توسط سپهری  | 

 

شعله ور در تماشای پاییــز، باد را گیســوانش ورق زد

گریه گل کرد و باران درخشید، ابر را آسمانش ورق زد

 

لب گشود و تبسم رها شد، پلک برهم زد و شعر جوشید

لحن رنگـــین آب و هوا را، انحـــــنای کمـــــانش ورق زد

 

شهــــریار دو آتشــفشان بود، روی ســـــیاره بی نشــــانی

نیمه شب بغض تنهایی اش را، چشم پولک نشانش ورق زد

 

تلخ و شیرین گل سرخ رویید، ماند و بالید با عطر و با اخم

ســـــهم ســیاره از زندگی را، ســـــاقه ناتوانش ورق زد

 

کار گل ناز بود و بهــــانه، شهــــــریار از گل ســرخ رنجید

ناز و آزردگی سر نمی شد، رنج می برد، از آنش ورق زد

 

تیله ماه بین دو انگشت، گوی زرین خورشید در مشت

لی لی از راه شیری گذر کرد، بـُعد را زانوانش ورق زد

 

خاک را دید و فهمید و آموخت، بی گل سرخ اهلی نمی شد

فرصـت یک گل سرخ خودخواه، عشق را در نهانش ورق زد

 

شهریار سفـرهای کوچک، شـهر بودن به شهر نبودن

ترس آغاز سخت سفر را، تک تک استخوانش ورق زد

 

شــــــهریار مسافر درخشـید، در افقهای اندیشه و مهر

راستی برگ رنگینی از عشق، راوی داستانش ورق زد

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 12:27  توسط سپهری  | 

 

پهلوان، معرکه، یک مار کتک خورده پیر

حلقه در حلقه به ده متـــــر درازا زنجیر

 

پهلوان، آیه قرآن و دو بیتی حافظ

یاد مردان جهـــاندیده پاکیزه ضمیر

 

پهلوان، نوچـــه که یک دور جماعت را گشــت

سکه ها ریخت به دامانش، هم خط هم شیر!

 

پهلوان، یک نفر از جمع صدا زد که بیا

امتحان کن، که نگویـــید فریب و تزویر

 

شاهدش گفت، درست است که از فولادست

بســت زنجیر به گـِــــرد بدنش مثل اســــــیر

 

پهلوان، خیس عرق، قوت بازو بسیار

زور زنجـــیر فراوان و دو نیـــرو درگیر

 

مــار در جعبه تاریک به خـــود می پیـچید

چاره ای نیست تو را، یا بدران، یا که بمیر

 

عاقبت پاره شد و هلهل جمعیت شاد

پهلوان گفت: پســر، بار دگر دوره بگیر

 

***

پهلوان، تکه جامانده اسطـــوره ماست

که به تنهایی خود می درد از هم زنجیر

 

تا  بپـــــــــنداریم آزادی ما  در راهســــت

یک نفر هست که می آید و هرچند که دیر

 

مـــــن  به این آمـــــدن دور ارادت دارم

چشم در چشم افق های غم آلود کویر

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 12:24  توسط سپهری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM